ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کارآفرینان موفق ایرانی
نویسنده پیام
lavin آفلاین
Registered

ارسال ها: 964
تاریخ ثبت نام: Feb 2010
اعتبار: 0
شماره ارسال: #1
کارآفرینان موفق ایرانی
اینجا هم می خوام کارآفرینان موفق ایران رو معرفی کنم ، بازم از دوستان عزیزم کمک می خوام ShyConfused

کسب در آمد
02-14-2010 11:01 PM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
raspina آفلاین
Registered

ارسال ها: 998
تاریخ ثبت نام: Feb 2010
اعتبار: 1
شماره ارسال: #2
RE: کارآفرینان موفق ایرانی
بيژن پاكزاد": موفق‌ترين فروشنده ايراني
بيژن پاکزاد، يکي از اين عرضه‌کنندگان گران‌ترين اقلام و سفارشات، براي پول‌دارترين ساکنين روي زمين است. او در يک خانواده فوق‌العاده پولدار در تهران متولد شد. جهت تحصيل به مدرسه پولدارهاي سوئيس، يعني "Le Rosey " رفت و در آنجا با شاهزاده‌هاي بزرگ مانند "پرنس ريتر" همکلاس شد. درحقيقت تعداد زيادي از مشتريانش را بيژن در همان مدرسه سوئيسي شناسايي و شکار کرد. او همانجا دريافت که سليقه‌ي آدم‌هاي پولدار چگونه است و به چه شکلي مي‌توان نظر آنها را براي خريد و سفارش اجناس به سوي خود جلب کرد. "بيژن پاکزاد"‌ اکنون درآمد سالانه‌اش از فروش عطرها و ادکلن‌هاي "DNA " بيش از ٣٠٠ ميليون دلار در سال است و صاحب يکي از با شکوه‌ترين و گران‌قيمت‌ترين فروشگاههاي نيويورک است که درب اين فروشگاه، فقط به روي مشتريان خاص و به سفارش آنها باز مي‌شود. بيژن داراي يک هواپيماي جت خصوصي نيز هست. آن دسته از مشترياني که نمي‌توانند به فروشگاه او بيايند، او شخصاً به نزد ايشان ميرود و براي آنها مدل لباس، تي شرت، عطر و .... طراحي مي‌کند. او يک پول‌آفرين واقعي است و خيلي از پولدارها و توانگرهاي دنيا به داشتن نام او روي عطر خود يا لباس‌هاي خويش افتخار مي‌کنند

کار در منزل
02-21-2010 08:47 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
lavin آفلاین
Registered

ارسال ها: 964
تاریخ ثبت نام: Feb 2010
اعتبار: 0
شماره ارسال: #3
RE: کارآفرینان موفق ایرانی
مهندس محمّد رضا اصغرپور: مديرعامل شركت ساسوله

سال 1320 در محلّه‌ي قديمي «مرادبيك» بابل به دنيا آمد. در دبستان تربيت (با مديريت آقاي صابري) و دبيرستان شاهپور (با مديريت مرحوم كاظم‌بيكي) درس خواند. دانش‌آموز با هوشي بود. آقاي عبدالكريم صبوري (معلّم زبان مهندس) مي‌گويد:
«اصغرپور، هميشه بدون كيف و كتاب وارد كلاس مي‌شد. اوايل به او اعتراض مي‌كردم، ولي بعدها كه ديدم گيرايي و درك مطلبش از ساير دانش‌آموزان بيشتر است، كاري به او نداشتم.» خودش مي‌گويد: « من روي گفته‌ها و مطالبي كه معلّمانم در كلاس مي‌گفتند تمركز مي‌كردم و همه‌چيز را در همان كلاس ياد مي‌گرفتم.» در تمام دوران تحصيل شاگرد اوّل بود. سال 1338، براي اينكه بتواند در رشته‌ي دلخواهش قبول شود، به تهران مهاجرت كرد و كلاس دوازده را در دبيرستان مروي تهران گذراند. همان سال، در رشته‌ي راه و ساختمان دانشكده‌ي فنّي دانشگاه تهران قبول شد و در سال 1344 (ظرف 5 سال) فوق ليسانس گرفت.
مهندس چون جزو شاگردان اوّل دانشكده بود، مي‌توانست از بورس تحصيلي اعزام به خارج استفاده كند. حتّي يك بار از بورس دانشگاه MIT آمريكا برخوردار شد، امّا به خاطر مشكل سربازي از ادامه‌ي تحصيل در دوره‌ي دكتراي راه و ساختمان بازماند و به ناچار، وارد بازار كار شد. از آن پس ديگر هر چه بود، كار و كار و كار!
در سال 52 با دختر يكي از بستگان پدري‌اش وصلت كرد و صاحب 3 فرزند پسر شد؛ پورنگ (مهندس كشاورزي)، كسري (فوق ليسانس معماري) و البرز (دانشجوي مهندسي عمران). پورنگ (كه مدير بخشي از تأسيسات شركت بود) در سال 82 به رحمت ايزدي پيوست. كسري و البرز هم با پدر همكاري مي‌كنند. همسرش خانه‌دار و شريك و همراه هميشه‌ي اوست.
اصغرپور به زبان محلّي بسيار عشق مي‌ورزد و معتقد است كه زبان، عامل پيوند و دوستي است. شركت‌كنندگان در مراسم كلنگ‌زني مدرسه‌ي راهنمايي پورنگ (علّامه‌ي سابق) به‌خاطر دارند كه او در آن روز، كار بي‌سابقه‌اي انجام داد و براي حضّار به زبان محلّي سخنراني كرد: «در هر جاي ايران وقتي با يك مازندراني مواجه مي‌شوم، با او به زبان محلّي صحبت مي‌كنم. بچّه‌هاي من هم همين‌طورند. آنها با اين كه در مازندران نشو و نما نكرده‌اند، ولي زبان محلّي را بخوبي حرف مي‌زنند. عمداً هم حرف مي‌زنند تا يادشان نرود.»

کسب در آمد
02-21-2010 09:24 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
mahyar آفلاین
Registered

ارسال ها: 958
تاریخ ثبت نام: Feb 2010
اعتبار: 0
شماره ارسال: #4
RE: کارآفرینان موفق ایرانی
مهندس اعظم قلي‌زاده پاشا : شرکت ایرفو
متولّد 1314 هستم. سواد ابتدايي را درمكتب‌خانه آموختم. تقريباً 13 ساله بودم كه به بابل آمدم و در دبستان تربيت (با مديريت آقاي صابري) ثبت‌نام كردم و از همان روز اوّل رفتم كلاس پنجم نشستم. ما آن موقع وسيله‌ي نقليه نداشتيم و با اسب رفت و آمد مي‌كرديم. از مهرماه كه به بابل مي‌آمديم، آن‌قدر در شهر مي‌مانديم تا شب عيد. جادّه نداشتيم و براي رفت و آمد از كنار سجّادرود (سجرو ) عبور مي‌كرديم.
ماجراي درس خواندن من طولاني است. كلاس هفت را در دبيرستان شاهپور بودم. بقيّه‌‌ي سيكل اوّل (تا كلاس نهم)را به‌صورت شبانه در قم خواندم.بعد به بابل برگشتم و كلاس دهم و يازدهم را در رشته‌ي عمومي رياضي دبيرستان قنّاد ادامه دادم. سال ششم را آمدم تهران و دانش‌آموز رشته‌ي رياضي دبيرستان مروي شدم (35-1334).
در همان سال دكتر اقبال، رئيس دانشگاه تهران، اعلام كردند كه دانش آموزان رشته‌ي رياضي می‌توانند در كنكور پزشكي شركت كنند.چون به رشته‌ي پزشكي علاقه مند بودم، 3 ماه تابستان همان سال نشستم و دروس رشته‌ي طبيعي را خواندم و همه‌چيز را بخوبي ياد گرفتم. امّا متأسّفانه به‌محض اينكه سر جلسه‌ي امتحان نشستم همه‌چيز را فراموش كردم. چيز عجيبي بود! حتّي يك مسئله‌ي ساده يادم نيامد. مجبور شدم به رشته‌ي اصلي‌ام بروم. در همان سال در كنكور دانشكده‌‌ي فنّي شركت كردم. ظرف 3 روز تمام معلومات رياضي‌ام بازآفريني شد. خوشبختانه در دانشكده‌ي فنّي تهران در رشته‌ي مهندسي شيمي قبول شدم. آن موقع مرحوم بازرگان استاد ترموديناميك و قبلاً نيز رئيس دانشكده‌ي فنّي بودند.
مصاحبه با ایشان در قسمت مصاحبه آمده
در طول تحصيلات دانشگاهي‌ام جزو دانشجويان ممتاز دانشكده بودم و معمولاً بورسيه مي‌گرفتم. بعد از 4 سال موفّق شدم در رشته‌‌ي مهندسي شيمي فوق ليسانس بگيرم.

كنجكاوي من از آن زمان برانگيخته شد كه آقاي ابراهيميان در سخنراني‌اش در مراسم تأسيس "شركت سرمايه‌گذاري چشم‌انداز توسعه‌ي شمال" (شهريور84) در مورد ايشان گفته‌بود: » يك فرد تهيدست روستايي كه در زمان تحصيلش در بابل، از شدّت فقر، شبها در گوشه‌اي از مدرسه‌ي كاظم‌بيك مي‌خوابيد، بعدها توانست با پشتكار از دانشكده‌ي فنّيِ دانشگاه تهران فوق‌ليسانس شيمي بگيرد و با صرفه‌جويي، پس‌انداز و همّت عالي، كارخانه‌ي ايرفو را راه‌اندازي كند كه الآن يكي از 5 كارخانه‌ي بزرگِ صنعت فولاد كشور است … . آقاي مهندس قلي‌زاده! اجازه بدهيد بگويم كه شما "ماتسوشيتا"ي ايران هستيد. درود بر شما … !(كونوسوكي ماتسوشيتا: متولّد 1894 ، اوزاكا، بنيانگذار شركت ناسيونال، پايه گذار مؤسسه‌ي PHPO و يكي از بنيانگذاران توسعه‌ي ژاپن)

با شنيدن اين سخنراني با خودم فكر كردم كه چرا من ماتسوشيتاي ايراني را كمتر از ماتسوشيتاي ژاپني مي‌شناسم؟ با آن يكي از طريق مطالعه‌ي كتاب جذّابِ "نه، براي لقمه‌اي نان" آشنا و علاقه مند شده‌بودم، تا آنجا كه در سفرم به ژاپن (در سال 2003) در كوچه پس كوچه‌هاي "اوزاكا" (زادگاه ماتسوشيتا) دنبال ردّپا و آثاري از او مي‌گشتم! امّا همشهريِ مدير و مدبّرم، آقاي قلي‌زاده‌ي پاشا را كه دهها سال در صنعت كشور استخوان خرد كرده، نمي‌شناختم. اين بود كه تصميم گرفتم ايشان را بشناسم و بشناسانم. نظر هيئت تحريريه را جلب كردم و با قرار قبلي به اتّفاق اعضاي سرويس گفت و گو خدمت‌شان رسيديم.
رفتار ايشان هيچ سنخيّتي با زمختي فضاي كارخانجات صنعتي و مديران عامل آنها نداشت.مردي مهربان، متواضع و خنده‌رو كه بيشتر به استادان معارف اسلامي شباهت داشت، بخصوص آن‌وقتي كه سعي مي‌كرد با استناد به آيات قرآني (و تأكيد روي واژه‌ي حديد ثابت كند كه اسلام از ديرباز به علم و صنعت توجّه ويژه‌اي داشته‌است.
*آقاي مهندس!بهتر است در ابتدا سؤالي را مطرح كنم كه هميشه در ذهنم بوده، چرا پاشايي‌ها اين قدر باهوشند؟
هوش، البتّه يك نعمت خدادادي است. بر اساس اصل وراثت، اگر اجداد و گذشتگان باهوش باشند، بچّه‌ها و نسلهاي بعدي‌شان هم باهوش مي‌شوند. ريشه‌ي ما پاشايي‌ها برمي‌گردد به يكي از همراهان و ملازمان امامزاده سيّد نظام‌الدّين، نواده‌ي امام حسن (ع)كه از نسل تركان عثماني و بسيار باهوش بود.خود امامزاده سيّد نظام‌الدّين كه در بندپي شرقي داراي بارگاه و مقبره‌ي زيارتي است، از مردان متّقي روزگار خود و انسان با كرامتي بود.او بعد از اقامت در روستاي پاشامير، تمام زندگي‌اش را وقف حضرت سيّدالشّهدا (ع) و مردم كرده‌بود.

تجارت الکترونیک
02-21-2010 09:43 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
shina آفلاین
Registered

ارسال ها: 1,088
تاریخ ثبت نام: Feb 2010
اعتبار: 0
شماره ارسال: #5
RE: کارآفرینان موفق ایرانی
مدير عامل شركت ماشين سازي پولاد گران بابل: مهندس فريد شكري
فريد شكري، متولد 1347 ، اهل بابل، متأهل و ليسانس مهندسي مكانيك از دانشگاه صنعتي امير كبير
اين شركت در سال 1373 با عنوان توليد قطعات و ماشين آلات صنعتي و كشاورزي آغاز به كار نمود و در ادامه، ضمن توليد قطعات كشاورزي، با طراحي و توليد ماشينِ “در بند قوطي هاي فلزي” كه بيشتر در صنايع لبني كاربرد دارد، به فعاليت خود ادامه داد كه هم اكنون نيز توليد آن در حد بسيار محدود و بر حسب سفارش ادامه دارد. و از سال 1378 توليد قطعات خودرو را شروع كرد و به‌عنوان يك قطعه‌ي تخصصي ، توليد “ميل بادامك” را براي خودروهاي مختلف سر لوحه‌ي كار خود قرار داد و در اين زمينه نيز به موفقيتهاي بزرگي نايل شد كه از جمله‌ي اين موفقيتها، افتخار همكاري با شركت “تحقيقات موتور ايران خودرو” در ساخت هفت مدل مختلف ميل بادامك، در پياده سازي پروژه‌ي انژكتوري شدن موتور پيكان بود كه اين شركت، به‌عنوان يك نمونه ساز مطرح، جايگزين مناسبي براي شركتهاي خارجي گرديد و در همين راستا موفق به اخذ تشويق نامه از آن شركت گرديد هم اكنون با پياده سازي سيستمهاي تضمين كيفيت و سيستمهاي آموزشي پرسنل و با برخورداري از آزمايشگاه كنترل كيفيت يكي از توليد كنندگان اين قطعه براي شركت ايران خودرو مي‌باشد.

گرجستان
02-21-2010 09:54 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
raspina آفلاین
Registered

ارسال ها: 998
تاریخ ثبت نام: Feb 2010
اعتبار: 1
شماره ارسال: #6
RE: کارآفرینان موفق ایرانی
رحیم ایروانی و کفش ملی
بنیانگذار صنعت کفش
حدود یک دهه بعد از آن که تجار تهران به رهبری حاج‌محمد حسن امین الضرب مجلس وکلای تجار را برای حفاظت از منافع خویش در برابر رقبای خارجی و فساد داخلی تاسیس کردند رحیم‌متقی ایروانی (در 21 بهمن ماه 1299) در خانواده‌ای تاجر پیشه در محلهء مشیر شیراز به‌دنیا آمد .
پدر وی میرزا محمد کاظم متقی ایروانی از تجار مشهور شیراز بود و جد پدری‌اش حاج لطفعلی، ملک التجار. رحیم تحصیلات ابتدایی را در مدرسهء باقریهء شیراز گذارند و در سال 1313 به کالج انگلیس‌ها در اصفهان رفت. بعد از آن به مدرسهء شاپور شیراز برگشت و بعدها از دانشکدهء حقوق دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. بعد از مشاغل و ابتکارات مختلف از جمله راه انداختن برق فسا و تاسیس پاساژی در شیراز رحیم ایروانی سرانجام کار خود را در صنعت کفش شروع کرد و به فاصلهء سه دهه فعالیت، پایه‌های یکی از صنایع مهم و مدرن را پی‌ریزی کرد. او گروه صنعتی بزرگی را توسعه داد که در سال‌های پایانی مدیریتش بر آن بیش از صد هزار جفت کفش روزانه در زمینی به مساحت بیش از 45 هزار متر مربع در اسماعیل آباد تولید میکرد. گروه صنعتی ملی مجموعه‌ای از شرکت‌ها بود که تا سال 1357 به 52 شرکت در زمینه‌های مرتبط رسید. به‌این سبب نام محمد رحیم متقی ایروانی به عنوان بنیانگذار صنعت کفش‌سازی مدرن در تاریخ صنعت در ایران به ثبت رسید .
رحیم بعد از پایان تحصیلات با فروش ارثیهء پدری کار تجارت کفش را با خرید دو دهنه مغازه در چهارراه گلوبندک تهران ( ساختمان استاندارد فعلی ) آغاز کرده بود. دستیابی به انگیزه‌های وی در شروع کار در این بخش اقتصادی درس‌های خوبی برای کارآفرینان آینده ایران دربرخواهد داشت; فعالیتی که سه دهه بعد در 1357 خاتمه یافت و ایروانی مجبور شد تا گروه صنعتی کفش ملی را در آن سال با هشت هزار نفر کارگر ترک کند. اما رحیم ،کفش ملی را در عمل رها نکرده بود و با ورود هر مدیر جدیدی برای او پیام می‌فرستاد و آمادگی خود را برای کمک به راه‌اندازی و گسترش کفش ملی اعلام میکرد. تقاضاهایی که اغلب نادیده گرفته شد و بالاخره صنعتی که او در دههء 30 تاسیس کرده بود در آغاز هزارهء سوم به نظر افتان و خیزان ادامهء مسیر می‌دهد. اما این میراث آنقدر پایدار است که اگر از آن به‌خوبی استفاده شود بازهم این گروه رونق خواهد گرفت. رحیم ایراونی مدیر برجسته‌ای بود که مانند یک کاریزمای صنعتی این گروه را بر اساس رهیافت اقتصادی کاملاً حساب شده و منطقی برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی کرد. رهیافتی که تنها از نبوغ او نشات می‌گرفت . رهیافت او به واقع از سایرین متفاوت بود; نه شباهتی به رهیافت معمول سرمایه‌گذاری بر اساس آزمایش و خطا داشت و نه متکی بر رهیافت استفاده از ظرفیت‌ها در هر بخش و رشتهء اقتصادی بود و نه براساس رهیافت سرمایه‌گذاری اقماری بلکه رحیم ایروانی با هوش سرشاری که داشت تنها در صنعت کفش متمرکز شد. رحیم متقی ایروانی ضمن آنکه از عظمت نتیجهء تلاش‌هایش به‌خوبی آگاه بود کوچک‌ترین مشکلات نیز نمی‌توانست از چشمش دور بماند. به‌ویژه اگر این مشکلات مربوط به کارکنان و خانواده‌شان می‌شد که توان حل آن را نداشتند . بنابراین مدیران و کارگرانی که با رحیم ایراونی کار میکردند حداقل در دو ویژگی وی متفق القول هستند: «او مدیری با هوش بود که هم به تولید می‌پرداخت و هم نگران چگونگی توزیع ثمرهء آن بین تمامی عوامل تولید به ویژه کارگران بود یعنی هم در تولید سخت‌گیر بود و نتیجه را برای همه می‌خواست یعنی عدالت اجتماعی. رحیم این دو ویژگی متضاد را به‌خوبی به‌هم پیوند داده بود و در آرزوی روز بازنشستگی‌اش بود که در زمینی که آن را در جنوب شهر انتخاب کرده بود بیمارستانی بسازد و باز بر آن مدیریت کند اما این بار مدیریت بر تولید کالایی عمومی نه خصوصی. از اغلب کسانی که با او در این گروه کار کرده‌اند می‌توان داستانی شنید که تمایل شدید او را به عدالت توزیعی گواهی می‌دهد .

رحیم به معنی واقعی کارآفرینی بود که در بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی دههء 50 دست از سرمایه گذاری برنداشت و از هیچ چیز شکایت نمیکرد. مگر یکبار و آن هنگامی که در اوج توسعهء کارهایش متوقف شد و بار دیگر هنگامی که می خواست تولید کفش را در افغانستان راه‌اندازی کند که اجل امانش نداد. او درست مانند مینیاتوریستی بود که چنان به ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های تولید کفش آشنا بود که می‌توانست چشم بسته این صنعت را در هر کجا راه اندازد .
درست مانند آنچه که در ایران نیم قرن پیش از این کرده بود. به‌این لحاظ بعد از ترک ایران در آمریکا و مصر نیز اقدام به تاسیس کارخانه کرد . رحیم ایروانی سال گذشته در 12 اسفند ماه 1384 (سه‌مارس سال 2006) بعد از طی یک روز کامل کاری از اتاق کارش در ضلع غربی ساختمان محل سکونتش در یکی از خیابان‌های شهر لندن به خانه برگشت و درگذشت .

برگرفته از : http://www.aa-saeidi.com

کار در منزل
02-21-2010 10:00 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
lavin آفلاین
Registered

ارسال ها: 964
تاریخ ثبت نام: Feb 2010
اعتبار: 0
شماره ارسال: #7
RE: کارآفرینان موفق ایرانی
استاد حاج محمد کریم فضلی
استاد حاج محمد کریم فضلی، بنیانگذار گروه صنعتی گلرنگ و کارآفرین برتر کشور، متولد هفتم اردیبهشت ماه 1311 هجری شمسی در شهر تویسرکان (استان همدان) هستند و نخستین فعالیت اقتصادی خود را در حین تحصیل، نزد پدرشان که از بازرگانان خوشنام و اهل فضل منطقه محسوب می شدند، آغاز نموده اند.

سپس در سن حدود 20 سالگی ازدواج کرده و با پذیرفتن مسئولیت تشکیل خانواده، برای جستجوی شرایط مطلوب تر و شناخت بیشتر از وضعیت شهرهای مختلف همجوار، به دیگر شهرستان های استان همدان سفر می کنند و در شرایط کاری مختلف تجربه های موثری بدست می آورند. در این راستا ایشان راهی تهران می شوند. در ابتدای سکونت در تهران، مشکلات از هر سو ایشان را احاطه می کند، اما استاد با عزم جزم، مشکلات و موانع اصلی را ظرف سه سال برطرف می سازند.
استاد به فکر می افتند که تمامی سعی و تلاششان را صرف کنند تا یک کار تولیدی و صنعتی بزرگ را پایه ریزی نمایند. پدر ایشان در دوره ای به کار صابون سازی اشتغال داشته و استاد نیز از همین بابت در نوجوانی تا حدودی با تولید مواد شوینده آشنا می شوند، بنابراین برای آغاز فعالیت تولیدی، به همین زمینه یعنی صنعت شوینده گرایش پیدا می کنند. ایشان پس از جستجوهای بسیار با افراد و شرکت هایی مرتبط می شوند که در این حوزه فعالیت دارند. سپس خود کارگاه کوچکی دایر می کنند و در مرحله اول به ساخت مایع ظرفشویی می پردازند که این امر به شکل گسترده تر و منسجم تر در اوائل دهه 40 صورت می پذیرد. مدتی بعد محصول سفید کننده را هم اضافه می کنند و همین طور به ترتیب: پودر لباسشویی به نام " گلرنگ سوپر" ، جرم گیر، شیشه شوی و همچنین نرم کننده البسه را نیز در سنوات بعد تولید می نمایند و مرتباً کار را توسعه می دهند. این روند ادامه دارد تا اوائل دهه 50 که شرکت پاکشو را تأسیس می نمایند و همچنان با تلاش بسیار به توسعه فعالیت های تولیدی ادامه می دهند. بعد از انقلاب در دوران دفاع مقدس و در سخت ترین شرایط، استاد فضلی علاوه بر تولید، کار صادرات را نیز پی گرفتند. در آن زمان به دلیل شرایط ویژه دفاع مقدس، تعدیل نیرو برای اکثر شرکت ها امری اجتناب ناپذیر بود. ایشان جهت تأمین منابع انرژی شرکت، تداوم تولید و اشتغال پایدار کارکنان و خصوصاً جلوگیری از تعدیل نیرو، دست به کار صادرات زدند و توانستند ارز مورد نیاز را جهت تولید تأمین کنند و به این ترتیب هم از تعدیل نیروها جلوگیری کردند و هم به فعالیت های کارآفرینانه و اشتغال زایی مولد خود ادامه دادند.
در نهایت این کوشایی به گسترش و توسعه شرکت پاکشو و سپس به تأسیس " گروه صنعتی گلرنگ " منجر می شود که که استاد فضلی ریاست هیأت مدیره این گروه صنعتی را به عهده دارند. در این دوره انواع شامپوها، مایع دستشویی، خمیر دندان، دستمال کاغذی و به عبارتی تقریباً بیشتر محصولات بهداشتی و شوینده با برندهای مختلفی چون گلرنگ، اوه، سافتلن و ... در سطح گسترده و با کیفیت مطلوب به بازار کشور عرضه می شود تا امروز که " گروه صنعتی گلرنگ " یکی از مهمترین گروه (هلدینگ) های تولیدی کشور است. این گروه که شرکت های مختلفی چون: پاکشو، گلرنگ پخش، گلپخش اول، پدیده شیمی نیلی و ... را شامل می شود به عنوان یکی از پویاترین گروه های اقتصادی برآمده از بخش خصوصی و بالیده از همت مردمی می باشد.
استاد حاج محمد کریم فضلی و مجموعه ای که ایشان بنا نهادند، به دلیل یک عمر فعالیت کارآفرینانه جوایز و تقدیرنامه های بسیاری کسب کرده اند. از جمله در سال 1384 لوح برترین کارآفرین و کارفرمای نمونه کشور و در سال 1386 تندیس طلایی چهارمین جشنواره بین المللی اقتصاد سبز را دریافت نمودند؛ همچنین برای دومین بار طی سال های 83 و 86 موفق به دریافت گواهینامه رعایت حقوق مصرف کنندگان گردیدند.
انتخاب به عنوان کارآفرین نمونه از طرف وزارت صنایع، دریافت نشان طلایی تحقیق و توسعه از سوی وزیر صنایع و معادن، دریافت لوح تقدیر صادر کننده نمونه کشور و در عرصه مسئولیت های اجتماعی انعقاد تفاهم نامه حمایت گلرنگ از یونیسف به نفع کودکان ایرانی نیز از دیگر افتخارات ایشان به شمار می رود همچنین در سومین جشنواره قهرمانان صنعت که در تاریخ هفتم آذر ماه 1386 برگزار گردید از مقام استاد حاج محمد کریم فضلی، بنیانگذار گروه صنعتی گلرنگ تجلیل ویژه ای به عمل آمد.

برگرفته از : pakshoo.com

کسب در آمد
02-21-2010 10:03 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
shina آفلاین
Registered

ارسال ها: 1,088
تاریخ ثبت نام: Feb 2010
اعتبار: 0
شماره ارسال: #8
RE: کارآفرینان موفق ایرانی
علی فرزامی
مدیرکل شعبه‌های هایدا
37 ساله
متولد: اردبیل
اگر به 10سال قبل برگردیم, به یاد می‌آوریم که هیچ خبری از این همه رستوران‌های رنگارنگ نبود, حتی در پایتخت بزرگ‌و‌گاهی دوست‌داشتنی چند ساندویچ فروشی خیلی معمولی با تنوع غذایی محدود به چشم می‌خورد
حتی در خیابان‌های اصلی شهر که این‌روزها به دلیل تعدد رستوران‌ها در شب‌های تعطیل به پارکینگی مبدل می‌شوند هم اثری از رستوران‌های زرد, نارنجی و بنفش با تابلوهای نقاشی رنگارنگ نبود.
قصه از اینجا شروع می‌شود که 10سال پیش که هنوز خبری از این تعداد رستوران جورواجور نبود, یک جوان بیست و چند ساله به تنهایی و بدون کمک خانواده همراه با یک شریک شعبه اول ساندویچ هایدا را افتتاح کرد. حالا بعد از گذشت چند سال تعداد شعبه‌ها و تنوع غذاهای آن افزایش پیدا کرده است. علی فرزامی 37 ساله و اهل اردبیل مدیرکل شعبه‌های هایدا است. طرح‌ها وبرنامه‌های زیادی برای آینده دارد که بیشتر در راستای اشتغال آفرینی و توسعه کارش است. او به مدرن‌تر و بهداشتی‌تر شدن می‌اندیشد و به امید روزی است که بتواند غذایی با کیفیت و طمعی بهتر از امروز به مشتریان خود ارایه کند. علی فرزامی در راستای شغل خود مدرک کارشناسی را در رشته صنایع غذایی از دانشگاه راچ‌ویل آمریکا گرفته است. باوجود مشغله زیاد او مدت زیادی را برای گفت‌وگو منتظر ماندیم, به‌دلیل اینکه پیشرفت و رشد کارش می‌تواند الگوی خوبی برای دیگران باشد.
مصاحبه ان در قسمت مصاحبه ها

گرجستان
02-21-2010 10:07 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
lavin آفلاین
Registered

ارسال ها: 964
تاریخ ثبت نام: Feb 2010
اعتبار: 0
شماره ارسال: #9
RE: کارآفرینان موفق ایرانی
زهرا معمر
عامل مجاز سایپا در منطقه گلشهر کرج
آموزش مکانیک به بانوان

کار آفرینان را در میدان مشکلات تنها نگذارند !
اولین زن مکانیک در ایران از وعده های مسئولان مبنی بر کمک به کارآفرینان انتقاد کرد و گفت: مسئولان، کارآفرینان را در میدان مشکلات تنها نگذارند .
خانم " زهرا معمر" که اخیرا عاملیت مجاز سایپا در منطقه گلشهر کرج را دریافت کرده و ضمن انجام تعمیرات خودروهای سبک، بانوان را آموزش می دهد، به خبرنگار ایلنا، گفت: بیم آن دارم که با وجود تمامی مشکلاتی که تحمل کردم از وعده های مسئولان ناامید شوم و بساط کارآفرینی را جمع کنم؟
بخش هایی از گفتگوی خبرنگار گروه کارگری ایلنا با این جوان سخت کوش و کارآفرین و مادرش که سالیان سال است بعنوان راننده اتوبوسهای برون شهری، سرپرستی خانواده اش را بعهده دارد در ذیل می خوانیم :
ایلنا:خانم معمر! چگونه شد که به مکانیکی روی آوردید؟
****سال 79 یا 80 بود که کارم را شروع کردم؛ اصلا هم مهم نبود که دیگران در مورد من چه فکری می کنند علاقه داشتم و باید مشکلات را تحمل می کردم! ابتدا در یک تعمیرگاه نزدیک منزل مشغول به کار شدم؛ استاد کارم حسابی اذیت می کرد تا شاید از این کار منصرف شوم کار به جایی کشید که مجبورم می کرد که قطعات سنگین خودرو را جابه جا کنم اما کم نیاوردم و تسلیم نشدم پس از 2 ماه آهسته آهسته شروع کردم به جمع آوری اطلاعات و سه یا چهارماه بعد حقوق بگیر همین استاد مکانیکی شدم .

****در نمایندگی مجاز تعمیر خودرو مشغول به کار شدم؛ همچون یک مرد! کار می کردم و تجربه کسب می کردم البته به 10 تا 20 مرکز مجاز در کرج مراجعه کردم تا سرانجام در یکی از این مراکز قبول کردند که کار کنم؛ به مرکز فنی و حرفه ای کرج مراجعه و تقاضا کردم که در امتحان مربوطه شرکت نمایم، نپذیرفتند سپس به تهران رفتم و آنجا هم موفق به چنین کاری نشدم و بعد عازم ساری شدم مدتی آنجا بودم؛ از پیگیری ها خسته نمی شدم و اطمینان داشتم که اگر تلاش کنم نتیجه خواهم گرفت .
ایلنا: مسئولان و مدیران مربوطه چه می گفتند؟
****یا نمی پذیرفتند و یا وعده می دادند تا اینکه سر انجام با همکاری یکی از مسئولان در تهران با یکی از مدیران فنی و حرفه ای تهران صحبت کردم و در سال 83، برای شرکت در امتحان و اخذ مدرک اقدام کردم؛ شش ماه طول کشید تا اجازه دادند که در امتحان مربوطه شرکت نمایم .در آزمون تعمیر اتومبیل های سواری درجه 2 شرکت کردم و اتفاقا بسیار سخت هم امتحان گرفتند از آقایان در مورد قطعات مختلف خودرو می پرسیدند و از من خواستند که گیربکس کامل را جمع کنم و زمانی که علت را پرسیدم گفتند: چون شما استثنا هستید و یک خانم که می خواهید مدرک تعمیر خودرو بگیرید می خواهیم آزمون سخت تری را بگیریم تا فردا زیر سوال نرویم !
مدرک تعمیر اتومبیل های سواری درجه دوم را با نمره 79 (از 100) دریافت کردم و به یکی از نمایندگی های مجاز سایپا معرفی شدم دوره های مختلف تمیرات را دیدم و در تعمیرگاه مرکزی 2 سایپا یکسال سرپرست سالن تعمیرات بودم؛ در آنجا 30 تن از آقایان زیر دست من کار می کردند، سال 84 بود که تصمیم گرفتم روی پای خود بایستم و مستقل شوم و تا فروردین 85 در همان مرکز بودم .
ایلنا: چه اهدافی را دنبال می کردی؟
****استقلال کاری، کارآفرینی و آموزش خانم های علاقمند در سطح ابتدایی، متوسط و پیشرفته ؛می خواستم جایی داشته باشم تا ضمن تعمیر خودرو، خانم ها را آموزش دهم اینجا را (عاملیت مجاز سایپا در گلشهر کرج) افتتاح کرد تا عنوان اولین زن مکانیک در ایران را از آن خود کنم همان گونه که مادرم اولین زنی است که راننده اتوبوس بین شهری است و سالیان سال روی پای خود ایستاده تا در نبود همسرش، خانواده را سرپرستی کند و امروز افتخار می کنیم که مادرمان شیرزنی است که خواست خود باشد و دست نیاز به دیگران دراز نکند .
ایلنا: رفتار دیگران با شما چگونه است؟
****شاید برای دیگران عجیب باشد که یک زن مکانیک باشد و تعمیر گاهی را نیز ایجاد کرده اما برای من مهم آن است که روی پای خود باشم و اشتغال چند نفری را هم فراهم سازم و اکنون زمینه اشتغال 3 نفر را فراهم کرده ام و بزودی کار آموزش چند خانم علاقمند را شروع می کنم .
ایلنا: آیا مشتری هم داری؟
****خدا را شکر! روزی 10 تا 15 هزار تومان درآمد دارم البته تجهیزاتم کاملا ابتدایی است و به قول معروف چکشی کار می کنم اما با همین تجهیزات و وسایل ابتدایی کم کم مشتریان می آیند و اطمینان می کنند البته برخی از افراد و حتی همکارانم سعی می کنند هر از چندگاهی حال گیری کنند و کارم را خراب کنند اما خدا بزرگ است و امیدوارم که آنان نیز موقعیت من را درک کنند من خبره کارم هستم و به این راحتی ها کوتاه نخواهم آمد. این جا لازم است که از الطاف برخی مسئولان دستگاههای کرج تشکر کنم که به من اعتماد کرده و تعمیرات خودرو را به این عاملیت می سپارند .
ایلنا: از کمبود تجهیزات و وسایل مکانیکی گفتید، آیا مسئولان همکاری کرده اند؟
****متاسفانه نه آن گونه که باید! همه شعار حمایت از کارآفرینان را می دهند و درب باغ سبز را به روی فرد می گشایند اما در عمل تنهایش می گذارند و صرفا وعده می شنوی و بس! سه ماه است که به همه جا و همه مسئولان مراجعه می کنم و تقاضای 20 میلیون تومان وام را داده ام تا تا تجهیزات پیشرفته برای تعمیر خودرو تهیه کنم اما دریغ از کمک مسئولان!تا دلتان بخواهد هورا و آفرین و مرحبا شنیده ام، اما آنچه ندیده ام حمایت است و مساعدت !
ایلنا: شنیده ام که شما مترجم زبان انگلیسی هستید؟
****بله ! اتفاقا یکی از دلایل پیشرفت سریع من این است که منابع خارجی مطالعه می کنم و در جریان آخرین پیشرفتهای علم تعمیرات خودرو هستم آخر می خواهم همه چیز را علمی ببینم و با آخرین روشهای روز دنیا کار کنم، اما ای کاش مسئولان هم کمک می کردند تا ....
ایلنا:و اگر مسئولان کمک نکنند و همچنان وعده دهند؟
****امیدوارم که از کاری که کرده ام پشیمان نشوم و امیدوارم که آنانی که می گفتند 40 درصد کار را انجام بده و 60 درصد باقی مانده با ما امروز به خود بیایند و من را بعنوان یک زن در میدان مشکلات رهایم نکنند، آخر می خواهم کار کنم و کار آفرینی نمایم و امید که دلسردم نکنند و آن روزی فرا نرسد که بساط مکانیکی را جمع کنم و از همه چیز مایوس شوم .

کسب در آمد
02-21-2010 10:20 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
shina آفلاین
Registered

ارسال ها: 1,088
تاریخ ثبت نام: Feb 2010
اعتبار: 0
شماره ارسال: #10
RE: کارآفرینان موفق ایرانی
ConfusedConfusedConfusedConfusedConfusedConfused

گرجستان
02-21-2010 10:25 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: